a گلهای یاس
سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
گلهای یاس

تو رها در من و من محو سراپای توام
تو همه عمر من و من همه دنیای توام

دل و جان تو گرفتار نگاه من و من
بس پریشان رخ و صورت زیبای توام

دلم از شوق تو لبریز و تو دیوانه من
ای تو دیوانه من، عاشق و شیدای توام

دل تو صید کمند خم ابروی من است
من که مجنون تو و واله لیلای توام

نروم لحظه ای از خواب و خیال تو عزیز
من دما دم همه وقت غرقه رویای توام

تو گل باغ من و مرغ هوایم شده ای
من دلباخته نیز ماهی دریای توام

تو و جنجال و هیاهوی به پا گشته ز عشق
من که رسوا شده از این همه غوغای توام

هر چه هستی من و هستم همه تو
تو در آئینه و من رو به تماشای توام

تو ربودی دل زرین و عجب نیست مرا
روز و شب در پی آن رهزن دلهای توام




موضوع مطلب :
دوشنبه 94 شهریور 2 :: 9:27 صبح :: نویسنده : آرزو

فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد.

ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت  

داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری !

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

میتوان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟




موضوع مطلب :
چهارشنبه 92 بهمن 2 :: 10:59 عصر :: نویسنده : آرزو



من خدایی دارم،

که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها !

مهربان، خوب، قشنگ ...
چهره اش نورانیست

گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد !

او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند ...

یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم ...

که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است

او خدایست که همواره مرا می خواهد

او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند ...

 





موضوع مطلب :
چهارشنبه 92 بهمن 2 :: 10:47 عصر :: نویسنده : آرزو

غنچه ازخواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت سلام

و جوابی نشنید

خار جنبید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحم بیامد نزدیک

گل سراسیمه زوحشت لرزید

تیغ آن خار در آن دست خلید

وگل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت سلام




موضوع مطلب :
چهارشنبه 92 بهمن 2 :: 10:34 عصر :: نویسنده : آرزو